هوش معنوی یا SQ چیست؟ چه کاربرد و مولفه هایی دارد؟

دانا زوهر برای اولین بار در سال 1997 اصطلاح هوش معنوی یا SQ را مطرح کرد. او این اصطلاح را در کتاب «سیم کشی مجدد مغز» بکار برد. هوارد گاردنر که نظریه هوش های چند گانه را مطرح کرده بود، هوش معنوی را در میان انواع هوش نگنجانده بود اما «هوش وجودی» را جایگزین آن معرفی کرد.

اما هوش معنوی چیست؟ در این مقاله از راستین با معنی هوش معنوی و کاربرد و مولفه های هوش معنوی آشنا می شوید.

معنای هوش معنوی چیست؟

 توانایی عمل با عقل و شفقت بدون توجه به شرایط و در عین حفظ آرامش درونی و بیرونی. (سیندی ویگلسورث)

هوش معنوی درباره «بودن» صحبت می کند. تعریف SQ به طور دقیق کار راحتی نیست. هوش معنوی چیست؟ این هوش مختص انسان هاست که به مسائل ارزشی و مفهومی اشاره دارد. هوش معنوی در برخی از پستانداران پیشرفته هم دیده می شود. این هوش از دینداری جداست و به این معناست که تا چه حد به مسائل ارزشی و زمینه های معنوی ارج می نهیم. اینکه از کجا آمده ایم و به کجا می رویم؟ رسالت زندگی در چیست؟ اعتقادات و باورهای ما چیست و…

فرق هوش معنوی با آی کیو و هوش هیجانی

کن اودانل می گوید که هوش معنوی (SQ) باید با هوش عقلانی (IQ) و هوش هیجانی (EQ) ادغام شود.

آی کیو هوش اولیه ماست و به ما کمک می کند تا فرمول ها و اعداد را بفهمیم و توانایی یادگیری بالایی داشته باشیم…

ای کیو که همان هوش هیجانی است به ما کمک می کند تا احساسات خود و دیگران را درک کنیم و با مردم به گونه ای بهتر تعامل کنیم…

اس کیو یا هوش معنوی هم به ما کمک می کند تا تعادل درونی خودمان را حفظ کنیم….

در ادامه این مقاله با مولفه های هوش معنوی آشنا می شوید.

تعریف رابرت امونز از هوش معنوی

تعریف رابرت امونز از هوش معنوی این است: «تطبیق اطلاعات معنوی برای آسان کردن حل مسائل روزمره برای دست یابی به اهداف».

از نظر او هوش معنوی 4 مولفه دارد:

1. توانایی تجربه حالاتی از فراهوشیاری

2. توانایی کمک گرفتن از معنویت برای مقابله با مشکلات

3. اعتقاد به ظرفیت های فرافیزیکی

4. توانایی مقدس شمردن تجربیات (برخی از تجربیات)

3 توانایی اصلی هوش معنوی از دیدگاه کینگ

در زیر سه توانایی و مولفه اصلی هوش معنوی و یا SQ را از دیدگاه کینگ می بینید.

  • طرز تفکر انتقادی

اینکه بتوانید به واقعیت هستی، جهان و وجود خود به صورت انتقادی فکر کنید. در طرز تفکر انتقادی شما می توانید به مکان، زمان و حتی مسائل متافیزیکی عمیقا فکر کنید و سوالاتی مطرح کنید.

  • داشتن معنای شخصی

اینکه بتوانید از تجربیاتی که در زندگی داشته اید معنا و هدفی را کشف کنید و رسالتی را برای زندگی خود بیابید.

  • گسترش حالت آگاهانه

توانایی اینکه بتوانید به حالت هایی بالاتر از آگاهی دست پیدا کنید و به اگاهی کیهانی، وحدت و یگانگی برسید. چنین حالت هایی را می تواند در زمان خلسه، مدیتیشن، دعا، مراقبه و… بدست آورد.

مولفه های هوش معنوی چیست؟

طبق گفته های دانا زوهر، مولفه های زیر را می توان زیربناهای هوش معنوی یا SQ دانست.

  • خودآگاهی

خودآگاهی یعنی اینکه بدانید باورهایتان چیست؟ به چه چیزهایی اعتقاد دارید؟ برای چه چیزهایی ارزش قائل هستید؟ و مفهوم ارزش در زندگی شما چیست؟

  • خودانگیختگی

اینکه توانایی زندگی در لحظه حال را داشته باشیم و پاسخگو به لحظه باشیم.

  • کلی نگری

توانایی اینکه بتوانیم ارتباط بین مسائل را درک کنیم، الگوها را تشخیص دهیم و حس تعلق خاطر به کلی بزرگ و عظیم داشته باشیم.

  • شفقت

احساس همدلی عمیق با خود و اطرافیان داشته باشیم.

  • استقلال

همرنگ جماعت نشویم. بتوانیم اعتقادات و باورهای شخصی خودمان را داشته باشیم.

  • فروتنی

نسبت به وجود خود فروتن باشیم. حس کنیم که در یک سریال درام بزرگی در حال بازیگری هستیم و نقش و جایگاه واقعی خود را در جهان را درک کرده باشیم.

  • خدمت

احساس اینکه برای خدمت به خود و دیگران به دنیا آمده ایم.  گویی که رسالت ما در این است که ابتدا خود و سپس دیگران را شاد نماییم.

  • پرسیدن سوالات چرا

مدام سوالاتی که با چرا شروع می شوند را بپرسیم. پرسیدن سوالات چرا باعث می شود که بتوانیم سازوکار جهان را درک کنیم.

  • رهبری کردن ارزش ها و بینش ها

توانایی اینکه بتوانیم طبق اعتقادات، ارزش ها و باوریمان زندگی را به پیش ببریم.

  • استفاده مثبت از رنج ها

توانایی اینکه بتوانیم نکات مثبت را از شکست هایمان بیاموزیم و بتوانیم از رنج ها، ناملایمات و سختی ها تجربه و درس کسب کنیم و از آنها بیاموزیم.

  • احترام به تفاوت ها

توانایی اینکه بتوانیم با وجود تفاوت هایی که دیگران با ما دارند، آنها را بپذیریم و برایشان ارزش قائل باشیم.

  • توانایی قاب بندی

اینکه بتوانید از مسائل زندگی و مشکلاتتان دور شوید، آنها را از دور ببینید و مجددا قاب بندی کنید تا سختی های زندگی برایتان آسان تر شود.

از کجا بدانیم هوش معنوی ما در چه سطحی است؟

اینها چند نمونه از سوالاتی است که برای دانستن میزان هوش معنوی خود باید از خود بپرسید.

در مشکلات و مشغله های کاری چقدر آرام می مانید؟

تصمیمات شما تا چه اندازه عقلانی است؟

آیا بیشتر عیب های دیگران را می بینید یا نکات مثبت آنها را؟

تا چه حد به کرامت دیگران احترام می گذارید؟

چه مقدار عزت نفس دارید؟

تا چه حد به تفاوت ها احترام می گذارید و در روابط اتان احترام دو جانبه دارید؟

انتقادات به هوش معنوی

برخی از صاحب نظران می گویند که هوش معنوی را نمی توانیم یک هوش بنامیم. حتی هوارد گاردنر نیز که هوش های 8 گانه را مطرح کرد معتقد بود که هوش معنوی را نمی توان نوعی هوش دانست چرا که معیارهای علمی قابل قبولی برای اندازه گیری این هوش وجود ندارد.

چرا جوامع به هوش معنوی نیاز دارند؟

برای اینکه بتوانیم جوامع و سیستم ها را تغییر دهیم باید رفتار مردم تغییر کند. اما تغییر رفتار انسان ها کار سختی هست. برای این تغییر نیاز هست که انگیزه هایی در مردم ایجاد شود. اما از آنجایی که جهان، سیاست و سیستم پولی دنیا در وضعیت نابسامانی است انگیزه های ایجاد شده در مردم بیشتر ناشی از ترس، نفرت، طمع و خشم است.

ما با کمک هوش معنوی می توانیم این انگیزه های منفی را کنترل کنیم و آنها را به انگیزه های مثبت تری تبدیل کنیم تا جهان و دنیا را به جایی بهتر برای زیستن تبدیل کنیم. برای تغییر باید از درون خودمان شروع کنیم.

حالا شما ما از شما این است: آیا معنویت کمکی به شما در ایجاد انگیزه و تغییرات مثبت کرده است؟ این اتفاق چگونه افتاده؟ نظراتتان را با ما در میان بگذارید.

 

 

 

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

8 + شش =