استراتژی چیست و آشنایی با انواع استراتژی در کسب و کارها

تحقیقات روی بیش از 400 شرکت نشان می دهد که بیش از نیمی از این شرکت ها تعریف مشترکی از معنی استراتژی ندارند.

کلمه استراتژی آنقدر مظلوم واقع شده است که با عباراتی اهداف و یا ضرورت شناخته می شود و بسیاری از مدیران واقعا نمی دانند استراتژی واقعا به چه معناست؟ 

استراتژی به طور کلی به معنای هدف نیست! هدف چیزی است که شما برای رسیدن به آن تلاش می کنید.  پس استراتژی چیست؟ انواع استراتژی در کسب و کارها چیست؟ در ادامه با وبسایت راستین همراه باشید تا بیشتر در مورد استراتژی صحبت کنیم.

تعریف استراتژی چیست؟

استراتژی به معنی «تخصیص هوشمندانه منابع از طریق یک سیستم، برای دستیابی به یک هدف است».

ساده تر بگوییم: استراتژی نحوه برنامه ریزی شما برای رسیدن به یک هدف است.

استراتژی اگر مناسب و درست باشد، ارزشی را به مشتریان می دهد و شرکت شما را از رقبا متمایز می کند.

یک استراتژی مناسب، ابدا استراتژی نیست که محتاطانه باشد. نخستین نکته در استراتژی این است که شما نمی ‌توانید برای همه کس، همه چیز باشید!

آیا می توانید در بین انواع استراتژی در کسب و کارها، استراتژی را پیدا کنید از سال های گذشته باقی مانده باشد و هم اکنون با تغییر نیازهای بازار، بازهم موثر باشد؟ آیا می توانید استراتژی پیدا کنید که بتواند همه مشتریان راضی نگه دارد؟

یک استراتژی خوب، استراتژی نیست که برای همه جذابیت داشته باشد! استراتژی ممکن است تیم اجرایی را خسته و کلافه نکند، چون دارای بینش جدیدی است. اما برای پیشرفت، استراتژی باید پیاده شود.

خطرناک ترین کاری که می توانیم انجام دهیم حفظ وضعیت موجود است. (باب ایگر – مدیرعامل دیزنی)

انواع استراتژی در کسب و کارها

انواع استراتژی را می توان به پنج نوع تقسیم بندی کرد.

استراتژی رقابت، استراتژی مشارکتی، استراتژی کسب و کار،استراتژی عملکردی و استراتژی عملیاتی که در پایین به طور مجزا با تعریف هر کدام از آنها آشنا خواهید شد.

1. استراتژی رقابتی

استراتژی رقابتی اولین نوع استراتژی است. در این نوع از استراتژی موقعیت های خارج از شرکت تحلیل و بررسی می شود. هدف استراتژی رقابتی، به دست آوردن مزیت رقابتی در بازار در برابر رقبا و پیشیی گرفتن از آنها است. اگر شما یک مزیت رقابتی در بازار داشته باشید، منحصر به فرد خواهید بود.

در استراتژی رقابتی، تیم باید ابتکار و خلاقیت به خرج بدهد تا در جذب مشتری موفق باشد. مدیران در این نوع از استراتژی، متعهد می شوند که با جلب رضایت مشتریان، موقعیت شرکت در بازار رقابتی را بهبود بخشیده و آن را ارتقا دهند و اقداماتی را انجام دهند که هیچ یک از رقبا نتوانند!

بنابراین یک بخش از استراتژی رقابتی، آشنایی با رقباست. هدف استراتژی رقابتی، این است که قلب مشتری را بدست بیاوریم و احساسات آنها را بر انگیزیم و در نهایت، با پیشی گرفتن از رقبا، یک مزیت رقابتی داشته باشیم.

2. استراتژی مشارکتی

در این نوع از استراتژی، شرایطی فراهم می شود که ذینفعان شرکت بتوانند با همکاری و مشارکت همدیگر، بتوانند بیزیس را رشد دهند. استراتژی مشارکتی باعث می شود که در سازمان احساس همبستگی بوجود بیاید.

در میان انواع استراتژی در کسب و کارها، استراتژی مشارکتی، تعداد زیادی از افراد شرکت می کنند، حتی آنهایی که دارای حق رای نیستند. در این حالت تعداد ایده ها بیشتر و خلاقیت بالا می رود، درصد خطاها کم می شود، اعضای سازمان برای انجام کارها انرژی و وقت می گذارند زیرا خود را موثر می بینند، سبب مهارت آموزی می شود و در نهایت یک ارتباط و همکاری عمیق میان اعضای سازمان برقرار می شود که به مرور زمان باعث پیشرفت آن سازمان می شود.

نهایتا استراتژی مشارکتی باعث بالا رفتن مشتری و حفظ آنها، نوآوری در محصولات و بوجود آمدن یک مزیت رقابتی می شود.

3. استراتژی کسب و کار

استراتژی کسب و کار، بر چگونگی تجربه مشتری از بیزینس شما تاکید دارد و به 2 موضوع اساسی می پردازد:

الف- کجا بازی کنیم:

در این مرحله سه سوال اساسی پرسیده می شود.

– مشتری هدف ما چه کسانی هستند؟

– کدام مناطق جغرافیایی را پوشش دهیم؟

– چه خدمات و یا محصولاتی را به بازار ارائه دهیم؟

ب- چگونه برنده شویم:

در این مرحله به سوالاتی مانند زیر باید پاسخ داده شود.

-چگونه در مقابل رقبا ظاهر شویم؟

– با داشتن چه قابلیت هایی، نسبت به رقبا برتر باشیم؟

– چه رویکردهای جدیدی، برای ورود به بازارهای جدید خواهیم داشت؟

مدیران ارشد وظیفه دارند استراتژی کسب و کار را ایجاد کنند. سپس اعضای تعیین کننده سازمان باید این استراتژی را برای سطوح پایین تر سازمان شفاف سازی کنند و انواع استراتژی در کسب و کارها و استراتژی های مختلف را به هم ارتباط دهند.


بیشتر بخوانید: استراتژی اقیانوس آبی چیست


4. استراتژی عملیاتی

در میان انواع استراتژی در کسب و کارها، استراتژی عملیاتی برای افراد حاضر در سازمان و نحوه انجام کارها تمرکز دارد.

در استراتژی عملیاتی به این سوالات پاسخ داده می شود:

  • چه قابلیت هایی باید در سازمان تقویت شود؟
  • چه قابلیت هایی باید ایجاد شود؟
  • کدام فرآیند در شرکت نیاز به طراحی  مجدد دارد؟
  • فرآیند انجام کدام کارها نیاز به بهبود دارد؟-
  • آیا افراد موردنیاز ما در سازمان مشغول به کارند؟
  • آیا افراد شاغل در سازمان ما، استعداد کافی دارند؟

معمولا معماران کسب و کار (نه رهبران!) در حوزه استراتژی عملیاتی فعالیت می کنند و برای اینکه کارها با نقص کمتری پیش برود با رهبر سازمان ارتباط برقرار می کنند.

5. استراتژی تحول

این استراتژی بر این نکته تمرکز دارد که چگونه می توانید بیزینس خود را متحول کنید. مدیران مجبورند در سازمان ها تغییراتی را به صورت سلسه مراتبی و در زمان های خاص ایجاد کنند که به آن «تحول» می گویند.

در میان انواع استراتژی در کسب و کارها، این نوع از استراتژی به تغییرات بسیار اساسی و مخرب نیاز دارد، بسیار سخت است و پیاده کردن آن دشواری های خاص خود را دارد.

برای اینکه در سازمان ها تحول ایجاد شود ابتدا باید هدف و خط مشی سازمان و سپس گام های مورد نیاز برای رسیدن به آن هدف مشخص شود و سپس نوبت عملیات اجرایی است.

تحولات متنوع هستند و مسلما هر تحولی به نسبت بزرگی اش، نیاز به ریسک، افراد فنی با تجربه و دانش بالا دارد.

هدف اصلی یک استراتژی کسب و کار

سازمان ها برای اینکه بتوانند در بازار پر رقابت باقی بمانند باید به اهداف خود برسند و رسیدن به اهداف نیازمند داشتن استراتژی است.

هدف اصلی استراتژی در کسب و کارها این است که بازدهی را افزایش دهد و پیشرفت سازمان را تضمین کند. مهمتر از همه، تعیین می کند که چه تغییراتی باید انجام دهید تا عملکرد سازمان بهبود پیدا کند.

در پایین به مزیت هایی اشاره می کنیم که ضرورت و اهمیت داشتن استراتژی را در کسب و کارها نشان می دهد.

  • چشم انداز ایجاد می کند

هدف اصلی استراتژی کسب و کار بوجود آوردن چشم اندازی روشن است. اعضای یک سازمان باید تصویر روشنی از اهداف و مسیر یک سازمان داشته باشند تا مسئولیت های خود را به درستی انجام دهند.

داشتن استراتژی های کسب و کار و چشم انداز، به اعضا کمک می کند تا به اهداف وفادار بمانند و روی آن متمرکز شوند.


بیشتر بخوانید: قانون ۱۰ برابر چیست؟


  • روندهای بازار را شناسایی می کند

استراتژی در کسب و کارها، به سازمان ها اجازه می دهد تا تغییرات بازار را تحلیل کنند، تاکتیک های جدید و بی رقیب کشف کنند، رفتار مصرف کننده و مشتری را بشناسند و.. تا بتوانند تغییرات مثبتی ایجاد کنند.

خلاصه بگوییم شناسایی روند بازار به رهبران کسب و کار کمک می کند تا تصمیمات مهمی برای آینده بگیرند.

  • مزیت رقابتی را فراهم می کند

سازمان ها با توسعه استراتژی مناسب به مزیت رقابتی دست پیدا می کنند. درواقع بین رقبا خاص و منحصر به فرد باشند و به مزیت رقابتی درست پیدا کنند.

اگر استراتژی، سازمان را در جهت درستی پیش ببرد، می تواند از رقبایش پیشی بگیرد. استراتژی‌ های کسب ‌وکار به سازمان ‌ها کمک می‌ کند تا بفهمند که به کجا می ‌روند.

اساس استراتژی این است که چه کارهایی را نباید انجام بدهید

استراتژی یعنی کاری که دیگران انجام می‌دهند را با منابع کمتر انجام دهیم و کارهایی را انجام دهیم که هیچ‌ کس غیر از ما آن را انجام نمی دهد. (مایکل پورتر)

یک تصور غلط رایج وجود دارد که تنها مدیریت ارشد در تعیین استراتژی تجاری سازمان نقش دارد. با این حال، رهبران در تمام سطوح و عملکردهای مدیریتی می توانند از برنامه ریزی و استراتژی بهره مند شوند.

برای تعیین اقدامات موثری در جهت بهبود استراتژی کسب و کار خود، می توانید از خدمات بیزینس کوچینگ راستین کمک بگیرید.

اگر به تعیین استراتژی برای پیشبرد اهداف کسب و کاری خود نیاز دارید با شماره تماس 33338989-041 تماس بگیرید و راهنمایی های لازم را برای داشتن یک بیزینس کوچ حرفه ای دریافت کنید.

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

3 + 10 =