4 مورد از تله های مسیر موفقیت شغلی

هر یک از ما در مسیر موفقیت شغلی امان، سفر منحصر به فرد خودمان را داریم. بارها در زندگی امان از نظر مالی شکست خوردیم، پول هایی را از دست دادیم، از جایی اخراج شدیم، در محل کارمان موفق نبودیم و… حداقل شاید یکی از آنها برای ما اتفاق افتاده باشد.

تمام اینها نقاطی تاریک در زندگی هستند ولی خبر خوب این است که ما می توانیم از این نقاط تاریک عبور کنیم.

همه ما خواسته و یا ناخواسته در تله های مسیر موفقیت شغلی می افتیم. تله هایی که اگر از وجود آنها باخبر بودیم، هیچگتاه در آنها گرفتار نمی شدیم. 

در این مقاله از راستین شما را 4 مورد از تله های مسیر موفقیت شغلی آشنا می کنیم. با ما همراه باشید

1. ترس از ناشناخته ها

ترس از ناشناخته ها از تله های مسیر موفقیت شغلی است. ما ممکن است ترس های زیادی داشته باشیم که یکی از آنها ترس از ناشناخته هاست.

مثلا: زمانی که بخواهید شغلی جدید راه اندازی کنید با ترس های زیادی روبرو خواهید شد چراکه با چیزی ناشناخته روبرو هستید که قبلا آن را تجربه نکرده اید.

تله های مسیر موفقیت شغلی

احتمالا از خود خواهید بپرسید آیا می توانم در این مسیر شغلی به اندازه کافی خوبی باشم؟ آیا می توانم به آن میزان از موفقیت شغلی که می خواهم برسم؟ اگر شکست بخورم چه؟ دوستان و آشنایان در موردم چه فکر خواهند کرد؟

وقتی که با ناشناخته ها و این سوالات روبرو می شوید طبیعی است که به عقب برگردید و به چیزهای آشنا بچسبید.

برمی گردید به شغلی که قبلا داشتید و از حقوقش راضی نبودید، می چسبید به دوستان و همکارانی که در گذشته داشتید. چون می خواهید زندگی را همانگونه که قبلا بود، داشته باشید. با اینکه می دانید این زندگی دیگر لذتی برای شما ندارد.

ترس از ناشناخته ها باعث می شود که در جای فعلی خود بمانید و حتی از فکر کردن به مسیرهای شغلی جدید و کلا هر چیز جدیدی اجتناب کنید. چون نمی خواهید خود را در موقعیت هایی قرار دهید که  در آنها مبتدی و آماتور هستید.

می دانید ماندن در محیط ها و شرایط های آشنا مثل چه می ماند؟ مانند این است که در وسط یک جنگل بزرگ باشید اما در تله ای قفس مانند گیر افتاده باشید. اما تلاشی برایی رهایی نمی کنید و از غذاهایی که در اطراف تله وجود دارد روزگار می گذرانید.

در بیزینس نیز بازاری بزرگ انتظار شما را می کشد اما شما بخاطر ترس از ناشناخته ها، نمی توانید موقعیت شغلی فعلی خود را رها کنید.

2. منتظر ماندن برای بهتر شدن شرایط

ما شاید این تصور را داشته باشیم که برای تغییر، داشتن یک گزینه خاص ضروری است و این گزینه تمام مشکلات را حل می کند. مثلا ممکن است قکر کنید که برای شروع یک شغل حتما باید تجربه داشته باشید و یا اینکه پول خیلی زیادی پس انداز کرده باشید.

تله های مسیر موفقیت شغلی

منتظر ماندن برای بهبود اوضاع یکی از بدترین تله های مسیر موفقیت شغلی است.

مثال: مارک کسی بود که آرزو داشت پزشکی بخواند و شغلی فعلی او رواندرمانگری بود. او با خود می گفت پزشکی رشته ای است که برای ماهر شدن در آن باید دهه ها درس بخوانم. در حاضر 35 سال سن دارم و نمی خواهم دوباره به دانشگاه باز گردم. اگر به دانشگاه بروم دیگر وقتی برای کار بیشتر و پرداخت بدهی هایم ندارم. مارک متوجه شد که با این  اعتقادات خود را محدود کرده است. اعتقاداتی مانند اینکه برای در خواندن سنش بالاست و نمی تواند 10 سال دیگر هم درس بخواند.

او با کنار گذشتن این باور ناگهان احساس آزادی کرد. مارک به این فکر کرد که به هر حال 45 ساله خواهد شد. چه درس بخواند و چه نه! پس بهتر است در 45 سالگی یک پزشک و رواندرمانگر باشد تا اینکه فقط یک رواندرمانگر!

بنابراین او فکر کرد که در عین درس خواندن در دانشگاه می تواند شغل خود را ادامه دهد، کمی از تفریحات خود بزند تا بتواند هم برای درس خواندن و هم پول در/اوردن فرصت داشته باشد.

اگر مارک منتظر می ماند که میلیاردر شود تا هیچ دغدغه مالی نداشته باشد و سپس به شروع خواندن پزشکی بکند و یا اینکه با این طرز فکر که دیگر دیر شده است، دست از رویاها و آرزوهایش می کشید!

منتظر ماندن برای بهتر شدن شرایط یکی از تله های موفقیت در مسیر شغلی است.


بیشتر بخوانید: بیزینس اتیکت چیست


3. عجله در تصمیم گیری

وقتی از شغلی که دارید نا امید و ناراضی هستید دائما به دنبال یک کورسوی امید هستید که از آن خارج شوید.

ناگهان شخصی پیدا می شود و به شما یک پیشنهاد شغلی می دهد. شما هیجان زده می شوید و فکر می کنید او همان فرشته نجاتی است که آمده شما را از وضعیت فعلی نجات دهد.

اما این پشنهاد کاری می تواند مانند یک تله در مسیر شغلی شما باشد. بنابراین عجله در تصمیم گیری یکی از تله های مسیر موفقیت شغلی است.

تله های مسیر موفقیت شغلی

این تله ممکن است بسیار خطرناک باشد چرا که از حول حلیم در دیگ می افتید و مشکلات جدیدی به مشکلات پیشین اضافه می شود.

شما تصور می کنید که تنها فرصت ممکن همین است و می ترسید که در صورت از دست دادن این گزینه، فرصت های تغییر را از دست بدهید.

شما این فرصت شغلی جدید را امتحان می کنید اما می بینید از آن چیزی که واقعا می خواستید، خیلی دور است. اما استدلالتان این است که حداقل از جای پیشین که در آن بودم بهتر است. با همین تله های فکری، نمی توانید به آن رویای شغلی و چیزی که می خواهید برسید.

مثال: آنجلینا همیشه دوست داشت روی آب کار کند. او عاشق تلاطم اقیانوس و آرامشی که دریاها به او می دادند بود. وقتی دوستش به او یک پیشنهاد کاری در یک آزمایشگاه تحقیقاتی دریایی داد بلافاصله آن را قبول کرد. هر چند از شغل پیشین او که مدیریت فروش بود، خیلی متفاوت بود.

آنجلینا زمانی که شغل جدید را قبول کرد، خود را به رویاهایش که کار در دریا بود نزدیک تر می دید. او در تله افتاد و کار جدید را بر عهده گرفت. اما خیلی زود متوجه شد که این کار جدید نیز به آن اندازه که انتظار داشت او را به رویای کار در دریا نمی رساند. 3 سال طول کشید تا دوباره بتواند از آن کار خارج شود  و به عنوان مهماندار در یک قایق تفریحی کارش را شروع کند. کاری که همیشه عاشقش بود.

اما او یک پشیمانی بسیار بزرگ داشت و آن هم این بود که کاش از اولین فرصتم استفاده نمی کردم و قدری صبر می کردم.

یکی از تله هایی که در مسیر موفقیت شغلی وجود دارد، این است که در تصمیم گیری اتان عجله کنید و جوانب را نسنجید.

4. از این شاخه به آن شاخه پریدن همیشه بد نیست!

ممکن است شما یک ایده فوق العاده برای مسیر شغلی خود داشته باشید و مطمئن باشید که عملی کردن آن چقدر برایتان لذت بخش خواهد بود.

اما در ادامه یک ایده جدید پیدا می کنید که شما را به اندازه ایده اولی هیجان زده می کند اما زمین تا آسمان با ایده اولیه متفاوت است و شما را در مسیری جدید قرار می دهد.

تله های مسیر موفقیت شغلی

شاید فکر کنید اگر بخواهید از ایده اولیه به ایده ثانویه بپرید، همه آن چیزی که ساخته بودید خراب شود و تمام تلاش هایی که برای تحقق ایده قدیمی خود انجام داده بودید، پودر شود.

خوب حالا این سوال پیش می آید که آیا از این شاخه به آن شاخه پریدن تله محسوب می شود؟ به مثال زیر توجه کنید

مثال: من با یکی از دوستانم به طور شریکی یک رستوران جدید تاسیس کرده بودم و ایده جدیدی به ذهنم آمد. میخواستم در حیاط رستوران یک باغچه کوچک درست کنم و در آن سبزیجات و صیفیجات مختلف بکارم و از مواد اولیه ارگانیک و تازه برای تهیه غذاها استفاده کنیم. این یک ایده فوق العاده برای افزایش فروش بود.

در مقابل یک خواسته دیگری درون من وجود داشت و آن هم این بود که به عنوان یک سخنرانی انگیزشی فعالیت کنم. رستوران داری تنها چیزی نبود که می خواستم. من از صفر به اینجا رسیده بودم و دوست داشتم انگیزه ام را به دیگران هم منتقل کنم.

زمانی که در جمع های کوچک سخنرانی های انگیزشی می کردم بسیار خوشحال بودم که ارتباطم را با سایر علایقم از دست ندادم و در این تله نیفتادم که فقط یک کار را انجام دهم. اگر من به خودم اجازه نمی دادم گزینه های مختلفی که به آن علاقه دارم را بررسی کنم، شاید تا این حد خوشحال و موفق نبودم.

تک بعدی بودن یکی از تله های موفقیت در مسیر شغلی است. بسیاری از افراد موفق و ثروتمند جهان چند شغلی هستند و کارمندان باهوش معمولا در کنار شغل اداری خود، یک شغل نیمه وفت دیگری برای خود دارند.


بیشتر بخوانید: مدیریت برند چیست


چگونه در دام تله های مسیر موفقیت شغلی گرفتار نشویم

میمونی را تصور کنید که در وسط یک جنگل و در میان تله قفسی بزرگ و پر از موز گیر افتاده است. او دوست دارد در همین تله باقی بماند و آن موزها را بخورد و اطلاعی ندارد که آن بیرون جنگلی بزرگ وجود دارد که پر از درختان موز است. حتی ممکن است در جنگل دوستانی جدید پیدا کند، با آنها بازی کند و متوجه شود که به جای اینکه تمام وقت موز بخورد می تواند کارهای دیگری هم انجام دهد.

تله های مسیر موفقیت شغلی

دست برداشتن از چیزی که هم اکنون داریم کار آسانی نیست. همه ما دوست داریم به محدوده امن ذهنی خود بازگردیم و نمی خواهیم از اصول و روش های قدیمی دست بکشیم.

برای اینکه در دام مسیر موفقیت شغلی نیفتید، مواردی که در بالا عنوان کردیم را جدی بگیرید. همین الان نگاهی به زندگی خود بیندازید و با توجه به متن بگویید شما تا به حال در کدام یکی از تله های مسیر موفقیت شغلی گیر افتاده اید؟

 

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

18 − شانزده =